پازتاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پازتاری . (اِ) جزئی باشد که در مقابل کلی است و پازتاریان بمعنی جزئیات . (برهان ). و ظاهراً این صورت با معنی مصنوع و مجعول است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پازتاری . (اِ) جزئی باشد که در مقابل کلی است و پازتاریان بمعنی جزئیات . (برهان ). و ظاهراً این صورت با معنی مصنوع و مجعول است .