پازش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زِ) (اِمص.) وجین کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زِ) (اِمص.) وجین کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پازش . [ زِ ] (اِمص ) گیاه و علف زیادتی را از میان غله زار کندن و دور افکندن . (برهان ). وجین کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زِ) (اِمص.) وجین کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زِ) (اِمص.) وجین کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پازش . [ زِ ] (اِمص ) گیاه و علف زیادتی را از میان غله زار کندن و دور افکندن . (برهان ). وجین کردن .