پاسار کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص م.) لگدکوب کردن، پایمال کردن.واژه قبلی: پاسارواژه بعدی: پاساژ