پاسخ سرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاسخ سرای . [ س ُ س َ ] (نف مرکب ) جواب دهنده . پاسخ ده . پاسخ گوی . پاسخ گذار. جواب آورنده : نهاده بدو گوش پاسخ سرای پر اندیشه شد ز آن سخن رهنمای . فردوسی . فرستاده آمد همان رهنمای دل و گوش بیژن بپاسخ سرای . فردوسی . ◄ معبّر. گذارنده ٔ خواب : چو بابک سخن برگشاد از نهفت همه خواب یکسر به ایشان بگفت پر اندیشه شد ز آن سخن رهنمای نهاده بدو گوش پاسخ سرای سرانجام گفت ای سرافراز شاه بتأویل این کرد باید نگاه کسی را که دیدی تو زینسان بخواب ... فردوسی .