پاسنگین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ) (اِمر.) آن که دیر به دیدار دوستان و خویشان برود.واژه قبلی: پاسنگواژه بعدی: پاسه