پاسگزار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گُ) (ص فا.) شاکر، حقگزار.واژه قبلی: پاسگاهواژه بعدی: پاسیدن