پاشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاشان . (نف، ق ) در حال پاشیدن : همی پای کوبنده بر فرش چین ز سر مشک پاشان گل از آستین . اسدی .
پاشان . (اِخ ) قریه ای از هرات و از آنجاست ابوعبید احمدبن محمدبن ابی عبید مؤدّب هروی پاشانی و آنرا فاشان نیز گویند.