واژه جو

پاشکیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پاشکیل . (اِ مرکب ) شغزبیّه . شغرَبیّه . و آن نوعی از بند کشتی گیران باشد و آن پای خود را بر پای حریف پیچیده بر زمین افکندن است . ♦ پاشکیل کردن ؛ پای در پای پیچیدن حریف را در کشتی و او را بینداختن . (زمخشری ).

معنی پاشکیل | واژه جو