پاش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
۱ - (اِمص.) پاشیدن، برافشاندن. ۲- امر از «پاشیدن». ۳- در کلمات مرکب، مانند: نمک پاش، آب پاش، مخفف پاشندهاست. ۴- پریشان، افشان.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
۱ - (اِمص.) پاشیدن، برافشاندن. ۲- امر از «پاشیدن». ۳- در کلمات مرکب، مانند: نمک پاش، آب پاش، مخفف پاشندهاست. ۴- پریشان، افشان.