پافشاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ) (حامص.) پایداری، ایستادگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ) (حامص.) پایداری، ایستادگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پافشاری . [ ف ِ ] (حامص مرکب ) پایداری . ایستادگی . مقاومت . ثبات .استقامت . استواری . پابرجائی . پای برجائی . ثبات قدم . اصرار. ابرام . و با مصدر کردن صرف شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
سماجت، اصرار، تأکید، الحاح، مداومت، جد، ثبات، ثبات قدم، ثبات رأی، عزم ابرام، ایستادگی، استقامت، دوام، پایداری، پیگیری، استواری، قاطعیت، پشتکار، سرسختی جدیت، دقت، توجه فعالیت، تلاش، رنج، عدم توقف، تکرار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی