پالاییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ)<BR>۱- (مص م.) صافی کردن.<BR>۲- بیختن.<BR>۳- تراویدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) ۱- (مص م.) صافی کردن. ۲- بیختن. ۳- تراویدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پالاییدن . [ دَ ] (مص ) پالوده شدن . صافی شدن : و خلاصه ٔ طعام بر بالای معده قرارگیرد و هرچه کثیف و تباه باشد بگذارد و غایط گردد وآن چیزهای لذیذ را از جگر بمعده رساند تا جگر مر آن را خون کند و بپالاید و لطیف گردد. (قصص الانبیاء). ◄ زیاده کردن و زیاده شدن . (برهان ). افزودن و زیاده کردن . (شعوری ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی