پالمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پالمر. [ م ِ ] (اِخ ) (ادوارد - هانری ...) مستشرق و روزنامه نویس انگلیسی . مولد بسال ١٨٤٠م .١٢٥٥/ هَ . ق . در کمبریج و وفات در سنه ٔ ١٨٨٢م .١٢٩٩/ هَ . ق . در شبه جزیره ٔ سینا. وی استاد زبان عربی در دانشگاه کمبریج بود (١٨٧١) و در آغاز جنگ مصر برای حکومت انگلستان هیئتی مخفی بریاست خود در شبه جزیره ٔ سینا تشکیل کرد تا بدویان آنجا را بنفع انگلیسیان برانگیزد ولی پس از چندی مأموریت وی کشف شد و او را با همراهانش تیرباران کردند. از مهمترین آثار او یکی تصوف شرقی و عرفان ایران (١٨٦٧) دیگر صحرای اگزود (١٨٧١) دیگر تاریخ ملت یهود (١٨٧٤-١٨٨٤) دیگر فرهنگ فارسی (١٨٧٦-١٨٨٣) دیگر دیوان بهاءالدین زهیر (١٨٧٦-١٨٧٧) دیگر فرهنگ انگلیسی بفارسی با دستور مختصر زبان فارسی که گی لو استرانژ آنرا تمام کرد (١٨٨٣) دیگر رساله ٔ عربی (١٨٨٥). دیگر دستور مختصر زبان هندوستانی و فارسی و عربی (١٨٨٥) دیگر اورشلیم که بمعاونت بزان نوشته شد. (١٨٧١-١٨٨٨م .) و غیره .
پالمر. [ م ِ ] (اِخ ) قصبه ای به اتازونی در کشور ماساچوست بر ساحل رود شیکوپ دارای ٦٢٠٠ تن سکنه .
پالمر. [ م ِ ] (اِخ )ژُرْژ از دوستداران بشر و از ارباب صنایع انگلستان . مولد لنگسوتون بسال ١٨١٨و وفات در ١٨٩٧م . به ریدینگ (١٢٣٣ الی ١٣١٤ هَ . ق .). در سال ١٨٤١ وی به اتفاق هونلی کارخانه ای برای بیسکویت سازی تأسیس کرد و از سال ١٨٧٨ تا ١٨٨٥م . نماینده ٔ حزب آزادیخواه ریدینگ در مجلس عوام انگلستان بودو در شهر ریدینگ انواع مؤسسات خیریه بنیاد نهاد.