پالهنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ هَ) (اِمر.) افسار، مهار، کمند. ؛ از زیر ~کسی در آمدن از تسلط و فرمان کسی درآمدن.مترادفها و واژههای مرتبطپالاهنگ، رسن، عنان، لجام، لگام، مهارواژه قبلی: پالندهواژه بعدی: پالواسه