پالیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) ۱- (مص م.) صافی کردن، تصفیه کردن. ۲- جستجو کردن چیزی در خاک. ۳- فروریختن. ۴- به آخر رسیدن.واژه قبلی: پالکیواژه بعدی: پالیده