پالیز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- باغ، بوستان. ۲- کشتزار. ۳- زمینی که در آن خربزه، خیار و مانند آن بکارند.مترادفها و واژههای مرتبطباغ، بستان، پالیززار، جالیز، صیفیکاری، فالیز، کشتزار، لته، مزرعهواژه قبلی: پالیدهواژه بعدی: پالیزبان