پامال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پامال . (ن مف مرکب ) پایمال .بپای سپرده . ◄ از میان رفته . ◄ زبون . خوار. ذلیل . (شعوری ). ◄ پامال شدن و پایمال کردن، پایمال شدن و پایمال کردن ؛ زیر پاشدن و زیر پا کردن . از میان رفتن و از میان بردن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی