واژه جو

پانزیتس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پانزیتس . [ ت ِ ] یا پاتیزئیتس (اِخ ) یکی از مغان ماد که کمبوجیه در سفر مصر تولیت حکومت بدو مفوض داشت لیکن او با غدر و خیانت برادر خویش گئومات همداستانی کرد و او را در دعوی سلطنت و نشستن بر تخت شاهی ایران در ٥٢٢ ق .م . یاری کرد و هم با برادر خود سمردیس دروغین بسال ٥٢١ ق .م . کشته شد.

معنی پانزیتس | واژه جو