واژه جو

پاژ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پاژ. (اِ) باز. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). باج .

پاژ.(اِخ ) باژ. دیهی از طوس و بعضی آن را مولد فردوسی گفته اند. نام دهی است از بلوکات طوس . (برهان ). فاز.

معنی پاژ | واژه جو