پای آگیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای آگیش . (اِمص مرکب ) آویختن بود بچیزی . (صحاح الفرس ). ◄ (نف مرکب ) آنکه بپای آویزد. آنکه بپای پیچد. پای آویز. پای آهنج . پای پیچ . ◄ مجازاً، ناگزیر. محتوم : توشه ٔ جان خویش ازو بردار پیش کایدت مرگ پای آگیش . رودکی .