پای پش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای پش . [ پ َ ] (اِ مرکب ) پرخان (؟) پای بود. (لغت نامه ٔ اسدی ) (اوبهی ). شرخاک . آواز پای : باز کرد از خواب زن را نرم و خوش گفت دزدانند و آمد پای پَش . رودکی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای پش . [ پ َ ] (اِ مرکب ) پرخان (؟) پای بود. (لغت نامه ٔ اسدی ) (اوبهی ). شرخاک . آواز پای : باز کرد از خواب زن را نرم و خوش گفت دزدانند و آمد پای پَش . رودکی .