پای گشادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای گشادن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) بازآمدن باشد. بمعنی اینکه قبل از این نمی آمد و حالا می آید. (برهان ). پاگشا کردن . ◄ طلاق دادن . (برهان ). مطلقه کردن . ◄ گریختن . (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای گشادن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) بازآمدن باشد. بمعنی اینکه قبل از این نمی آمد و حالا می آید. (برهان ). پاگشا کردن . ◄ طلاق دادن . (برهان ). مطلقه کردن . ◄ گریختن . (برهان ).