پایان دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ختم کردن، به پایان رساندن، فیصله دادن، مصمم بودن، انجام دادن مکث کردن آرد خود را بیختن و الک خود را آویختن، عمر خودرا بهپایان رساندن، مردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ختم کردن، به پایان رساندن، فیصله دادن، مصمم بودن، انجام دادن مکث کردن آرد خود را بیختن و الک خود را آویختن، عمر خودرا بهپایان رساندن، مردن