پایمال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مف.) ۱- لگدکوب شده. ۲- از بین رفته. ۳- زبون، پست.مترادفها و واژههای مرتبطپایخست، لگدکوب، لگدمالتباه، تلف، خراب، کوفته، نابود، هدرواژه قبلی: پایستهواژه بعدی: پایمال شدن