پایین آمدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پایین افتادن، غرق شدن، ارتفاع کم کردن، فرود آمدن، برزمین نشستن، پیاده شدن غروب کردن باریدن، فرود آمدن یا فرود آوردن چیزی بهطور مداوم زوال یافتن نشست کردن، فرورفتن افت کردن، کاسته شدن، کاهش یافتن فرو- <فروآمدن، فروافتادن>