پتفوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پتفوز. [ پ َ ] (اِ) گرداگرد دهان ومنقار مرغان . (برهان ). پوزه . معرب آن فِطیسَه است : مستطعم الفرَس، پتفوز اسب . (منتهی الارب ) : عاریت داده بدو سبلت و ریش و پتفوز ببخارا شده هنگام صبا علم آموز. سوزنی . بشعر عذب دل افروز من نگر، منگر بریش و سبلت و پتفوز و رنگ موزه ٔ من . سوزنی . و بدین معنی بجای حرف اول تای قرشت هم آمده است . ◄ گرداگرد کلاه . (برهان ).