واژه جو

پختکاو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پختکاو. [ پ ُ ] (اِ مرکب ) ادویه ای که در آب بجوشانندو بدن مریض بدان شویند. اسپرم آب . پختکاب . (فرهنگ رشیدی ). و معنی ترکیبی آب پخته است . (فرهنگ رشیدی ).

معنی پختکاو | واژه جو