پراشیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ دِ) (ص مف.) ۱- پریشان، پراکنده. ۲- برباد داده. ۳- بی خود گردیده.مترادفها و واژههای مرتبطآشفته، پراکنده، پریشان، متشتت، مغشوش ≠ جمعوجور، مجموعواژه قبلی: پراشیدنواژه بعدی: پرافشاندن