پرانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرانه . [ پ َ ن َ ] (اِخ ) شهری است . (لغت نامه ٔ اسدی ) (صحاح الفرس ). نام شهری و مدینه ای است نامعلوم . (برهان ). و ظاهراً شهری است به ماوراءالنهر : سپه کشید چه از تازی و چه از بلغار چه از پرانه چه از اوزگند و از فاراب . عنصری (از فرهنگ اسدی ).