پراکندگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پراکندگی . [ پ َک َ دَ / دِ ] (حامص ) پراگندگی . پریشانی . تفرّق . تفرقه . تشتت . شمل . تَذعذع . تبدد. شتات . شَت ّ. (منتهی الارب ). شَعَث . (دهار) (منتهی الارب ). افتراق . نَشر. انتشار. تَقعقع. (منتهی الارب ). استشتات : و داناست به مصالح جمع ساختن پراکندگی . (تاریخ بیهقی ). دل و کشورت جمع و معمور باد ز ملکت پراکندگی دور باد. سعدی . ز لب دوختن غنچه را زندگیست چو بشکفت زان پس پراکندگیست پشیمان ز گفتار دیدم بسی پشیمان نگشت از خموشی کسی . امیرخسرو. دو دل یک شود بشکند کوه را پراکندگی آرد انبوه را. ؟