پرتاب
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(پُ) (ص مر.) ۱- پرپیچ و شکن. ۲- چیزی که سخت تافته شدهاست.
(پَ) (ص.) ۱- انداختن، پرت کردن. ۲- پرش. ۳- پرتو.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(پُ) (ص مر.) ۱- پرپیچ و شکن. ۲- چیزی که سخت تافته شدهاست.
(پَ) (ص.) ۱- انداختن، پرت کردن. ۲- پرش. ۳- پرتو.