پرتو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ) (اِمر.) ۱- فروغ و روشنایی. ۲- بازتاب نور. ۳- اثر، تأثر.مترادفها و واژههای مرتبطاشعه، تاب، تابش، درخشش، روشنایی، روشنی، سو، شعاع، شعشعه، ضیا، فروغ، نوراثر، نقشواژه قبلی: پرتقالواژه بعدی: پرتوشناسی