پرخاشگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرخاشگاه . [ پ َ ] (اِ مرکب ) پرخاشگه . میدان جنگ . آوردگاه . آوردگه : بپرخاشگه جان ستان دیدمت قوی دست و چابک عنان دیدمت . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرخاشگاه . [ پ َ ] (اِ مرکب ) پرخاشگه . میدان جنگ . آوردگاه . آوردگه : بپرخاشگه جان ستان دیدمت قوی دست و چابک عنان دیدمت . نظامی .