واژه جو

پرخوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پرخوری . [ پ ُ خوَرْ / خُرْ ری ] (حامص مرکب ) رجوع به پرخوارگی شود.

فرهنگ طیفی واژه‌دان

شکمبارگی، دلگی، حرص، سیری‌ناپذیری، ناپرهیزی، بخوربخور، بزم، عدم اعتدال، اشتها

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی پرخوری | واژه جو