پرخچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرخچ . [ پ َ رَ ] (اِ) پشت و کفل و ساغری اسب و استر و غیره : همی تا کیم کرد باید نگاه به پشت و پرخج غلیواج و رنگ . مسعودسعد (از شعوری ). رجوع به پرخج و پرخش شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرخچ . [ پ َ رَ ] (اِ) پشت و کفل و ساغری اسب و استر و غیره : همی تا کیم کرد باید نگاه به پشت و پرخج غلیواج و رنگ . مسعودسعد (از شعوری ). رجوع به پرخج و پرخش شود.