پرداخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرداخت . [ پ َ ] (مص مرخم ) اسم از پرداختن . تأدیه . ادای دین . توختن وام . ◄ صیقل . جلا. صقل . پرداز. (برهان ). ◄ توجه : همی گریختم از مردمان بکوه و بدشت که از خدای نبودم بدیگری پرداخت . سعدی . ♦ پرداخت دادن ؛ مهره زدن . صیقل دادن . جلا دادن . ♦ پرداخت کردن ؛ ادا کردن دین وجز آن . ◄ صیقلی کردن . لغزنده و تابان کردن . صیقل دادن . پاک کردن . برق انداختن . روشن کردن . مجلی و سخت صیقلی کردن . زنگ بردن . زنگ زدودن .