پردود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پردود. [ پ ُ ] (ص مرکب ) پر از دخان . تعجج ؛ پردود شدن خانه . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ (تنباکو، قلیان ...) که دود بسیار از آن برآید. ◄ پردرد. اندوهگین : روانش ز اندیشه پردود بود که زروان بداندیش مهبود بود. فردوسی .