پرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرد. [ پ ُ ] (اِ) به لهجه ٔ گیلانی، پل رودخانه و جوی آب . (برهان ) (رشیدی ) (جهانگیری ). قنطره .
پرد. [ پ َ ] (اِ) لُغَز. اُحجیَّه . (السامی ). بَرد. (برهان ). چیستان . ◄ لای و ته جامه و کاغذ باشد چنانکه گویند یک پرد ودو پرد یعنی یک لای و دو لای یا یک ته و دو ته . (برهان ). ◄ خواب (در مخمل و جامه ). (برهان ).