پررو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ی)(پُ) (ص مر.)دریده، بی شرم. بی حیا.مترادفها و واژههای مرتبطبیآزرم، بیادب، بیحیا، بیشرم، چشمدریده، گستاخ، وقیحجسور، مصر ≠ کمروواژه قبلی: پردیسواژه بعدی: پرز