پرزحمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرزحمت . [ پ ُ زَ م َ ] (ص مرکب ) پرانبوهی . و در تداول فارسی پررنج . پرمشقت . که رنج و مشقت بسیار دارد.
فرهنگ طیفی واژهدان
خستهکننده، پردردسر، سخت، دشوار، بیفایده زیانآور، زیرزمینی، خطرناک توان (طاقت، جان) فرسا