پرزور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرزور. [ پ ُ ] (ص مرکب ) قوی . نیرومند. که زور بسیار دارد. مقابل کم زور: آدمی پرزور. مردی پرزور. ♦ آبی پرزور ؛ آبی بسیار با سرعت جریان . - بارانی پرزور ؛ باران بسیار. ♦ تبی پرزور ؛ سخت گرم .
مترادف و متضاد واژهدان
پرتوان، زورمند، قدرتمند، قوی، نیرومند شدید (متضاد: کمزور)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی