پرسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.) نک پرسا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) نک پرسا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرسان . [ پ ُ ] (نف، ق ) صفت فاعلی بیان حالت . در حال پرسیدن . پرسنده : هر که باشد زحال ما پرسان یک بیک را سلام ما برسان .
فرهنگ طیفی واژهدان
پرسشگر، پرسشکننده، سوألکننده فضول، کنجکاو پرسنده، جوینده