پرستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرستان . [ پ َ رَ ] (نف، ق ) صفت فاعلی بیان حالت از پرستیدن . در حال پرستیدن . ◄ (اِ) اُمت بود. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) : شفیع باش شها مر مرا در این زلت چو مصطفی بر دادار مر پرستان را. دقیقی . و این مصحف ویرویشینکان است . رجوع به پرپروشان شود.