واژه جو

پرسه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(پَ س ِ) (اِ.) ۱- راه رفتن بسیار و بی نتیجه. ۲- رفتن گدایان به گدایی.

(پُ س ِ) (اِمص.) ۱- احوالپرسی، عیادت. ۲- تسلیت. ۳- آمار، شمار. ۴- مراسم دیدار با بازماندگان کسی که مرده‌است. ۵- مجلس ترحیم.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پرسه | واژه جو