پرسیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرسیان . [ پ ِ رِ ] (اِخ ) رجوع به تاریخ ایران باستان ص ١٨١٢ شود.
پرسیان . [ پ َ س َ ] (اِ) سیان . گیاهی است که بر درخت پیچد و آنرا بعربی عشقه گویند. (برهان ). و رجوع به سیان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرسیان . [ پ ِ رِ ] (اِخ ) رجوع به تاریخ ایران باستان ص ١٨١٢ شود.
پرسیان . [ پ َ س َ ] (اِ) سیان . گیاهی است که بر درخت پیچد و آنرا بعربی عشقه گویند. (برهان ). و رجوع به سیان شود.