پرعتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرعتاب . [ پ ُ ع ِ ] (ص مرکب ) پرملامت . پرپرخاش : رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش که شد ز شیوه ٔ آن چشم پرعتاب خجل . حافظ.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرعتاب . [ پ ُ ع ِ ] (ص مرکب ) پرملامت . پرپرخاش : رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش که شد ز شیوه ٔ آن چشم پرعتاب خجل . حافظ.