پرغریو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرغریو. [ پ ُ غ َ ] (ص مرکب ) پرغوغا. پرشور : چو آگه شد از رستم و کار دیو پر از خون شدش چشم و دل پرغریو. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرغریو. [ پ ُ غ َ ] (ص مرکب ) پرغوغا. پرشور : چو آگه شد از رستم و کار دیو پر از خون شدش چشم و دل پرغریو. فردوسی .