پرماسیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ دَ) (مص م.) ۱- دست مالیدن به چیزی. ۲- یازیدن، دراز کردن.واژه قبلی: پرماسندهواژه بعدی: پرماسیده