واژه جو

پرمایون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پرمایون . [ پ َ ] (اِخ ) آن ماده گاو بود که فریدون را شیر میداد و پرورد. (فرهنگ اسدی ). مهرگان آمد جشن ملک اَفریدونا آن کجا گاو نکو بودش پرمایونا. دقیقی . و رجوع به پرمایه و برمایون شود.

معنی پرمایون | واژه جو