پرمدارا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرمدارا. [ پ ُ م ُ] (ص مرکب ) که رفق و مدارات بسیار کند : مگر کردگار آشکارا کند دل و مغز ما پرمدارا کند. فردوسی . مگر بر من این آشکارا شود بر آتش دلم پرمدارا شود. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرمدارا. [ پ ُ م ُ] (ص مرکب ) که رفق و مدارات بسیار کند : مگر کردگار آشکارا کند دل و مغز ما پرمدارا کند. فردوسی . مگر بر من این آشکارا شود بر آتش دلم پرمدارا شود. فردوسی .