پرمشعله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرمشعله . [ پ ُ م َ ع َل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) که مشعله بسیار دارد. سخت منور.بسیار روشن : جهان از غریو رعد و کوس و نهیب برق و شمشیر پرمشعله شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرمشعله . [ پ ُ م َ ع َل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) که مشعله بسیار دارد. سخت منور.بسیار روشن : جهان از غریو رعد و کوس و نهیب برق و شمشیر پرمشعله شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).